عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
80
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
لرزه بر او افتاد و به زن گفت : مرا رها كن تا بيرون شوم و صد دينار هم از تو باشد . زن گفت : ترا چه پيش آمد ، تو كه مىپنداشتى چون مرا ديدهاى شيفتهات ساختهام و رفتهاى و كار كردهاى و خود را به رنج افكندهاى تا صد دينار فراهم آوردهاى ، اينك كه قدرت انجام كار را پيدا كردهاى چرا چنين مىكنى ؟ عابد گفت : از بيم خدا و از برپا ايستادنهاى خود در پيشگاه او ، و اينك تو در نظرم از همگان مبغوضترى . آن زن گفت : اگر راستگو باشى مرا همسرى جز تو نخواهد بود ، عابد گفت : بگذار بيرون روم ، زن گفت : نه مگر آنكه براى من تعهد كنى كه مرا به همسرى برگزينى . گفت : نه بگذار بيرون روم ، زن گفت : براى من اين حق محفوظ خواهد بود كه اگر من پيش تو آيم بايد با من ازدواج كنى ، عابد گفت : شايد چنين كنم . گويد : عابد جامه بر سر و چهره كشيد و بيرون آمد و به شهر و ديار خويش رفت . آن زن هم از كردار خويش پشيمان شد و در حالى كه توبه كرد رخت سفر بربست تا به شهر عابد رسيد ، از خانهاش پرسيد او را راهنمايى كردند ، و به عابد گفتند : اينك ملكه به سوى تو آمده است ، عابد چون او را بديد شيههاى كشيد و بر جاى بمرد . آن زن سخت پشيمان شد و گفت : به هرحال اين مرد را از دست دادم ، آيا او را خويشاوندى نزديك هست ؟ گفتند : آرى برادرش مردى بينواست ، گفت : به پاس محبت به برادرش با او ازدواج مىكنم و خداوند متعال از نسل آن دو هفت پيامبر برانگيخت . « 6 » 26 - قصاب و كنيزك محمد بن نشيط هلالى ، از بكر بن عبد اللّه مزنى نقل مىكند كه مىگفته است : قصابى به كنيزك يكى از همسايگان خويش شيفته شد ، از قضا صاحبان كنيزك او را براى كارى به دهكده ديگرى روانه كردند . قصاب از پى او رفت و ميان راه از او كام خواست ، كنيزك گفت : چنين مكن من ترا بيش از آنچه تو مرا دوست مىدارى دوست مىدارم ، ولى من از خداوند بيم دارم ، قصاب گفت : تو از خدا بترسى و من از او نترسم ؟ و همان دم توبه كرد و برگشت . ميان راه چنان گرفتار تشنگى شد
--> ( 6 ) . ابن قدامه مقدسى اين روايت را خودش از ابو الفرج - ابن جوزى ، مورخ و محدث معروف دو دهه آخر قرن ششم و درگذشته به سال 597 هجرى نقل مىكند و براى اطلاع بيشتر درباره ابن جوزى و تأليفات ارزندهاش به مقاله ارزنده و مبسوط استاد دكتر هادى عالمزاده در دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، صفحات 262 / 277 ، ج 3 ، تهران ، 1369 مراجعه فرماييد .